|
|
|
|
|
همه مردم در عمق فطرتشان و در اصطلاح امروز ناآگانه خدای خودشان را می شناسند.تفاوت مردم در خداشناسی در مرحله آگاهانه است. این مطلب در قرون گذشته باور کردنش اندکی مشکل بود اما امروز باور کردن آن خیلی آسان است. امروز این مطلب به اثبات رسیده که انسان دارای دو نوع شعور است : شعور ظاهرو شعور مفعول عنه یعنی شعوری که خود انسان از آن اطلاع و آگاهی دارد و شعوری که آن هم خودش نوعی آگاهی است ولی شعور ظاهر انسان از آن بی خبر است . و علمای روانکاوی امروز معتقدند که بیشترین قسمت شعور انسان شعور مفعول عنه انسان است و کمترین بخش شعور انسان آن شعوری است که از وجود آن آگاه است. مثلا اگر ما به درون خودمان مراجعه بکنیم و محتویات ضمیر خودمان را تفتیش نمائیم مقداری احساسات معلومات و اطلاعات تمایلات بغضها و حبها و این جور چیزها و بعد هم خیال می کنیم غیر از این چیزی نیست و حال آنکه اطلاعات و معلومات و مدرکات و نیز احساسات و تمایلات زیادی در اعماق روح ما رسوب کرده که ما از آنها بی خبر هستیم . طبق این نظریه تمام کارهای اخلاقی انسان ناآگاهانه خداپرستی است. عبادت استعانت و نیرو گرفتن و کمک خواستن هست. در عبادت انسان از محدوده خودخواهیها خودپرستیها آرزوها تمنیها و امور کوچک پرواز می کند و بیرون می رود. معنی تقرب هم همین است. در قرآن می خوانیم: هیچ چیزی در عالم نیست ذره ای در عالم نیست مگر اینکه مسبح و حامد پروردگار است. شما انسانها تسبیح و عبادت و پرستش آنها را درک و فهم نمی کنید والا هیچ موجودی در عالم نیست که پرستنده ذات حق نباشد. جمله ذرات عالم در نهان با تو می گویند روزان و شبان ما سمیعیم و بصیر و باهشیم با شما نا محرمان ما خامشیم چه شما سوی جمادی می روید محرم جان خدادان کی شوید
|
||
Welcome To Java Script Code